تبلیغات
رایحه قم - مطالب ابر حضرت معصومه (س)

یک بانو، یک شهر، یک بهشتِ چشم انتظار

نویسنده :مستور
تاریخ:شنبه 28 آذر 1394-09:22 ق.ظ

چرایی ازدواج نکردن دختری که از انسان بهشت می سازد
بانویی بودند 28 ساله که به فرمان برادر خود به ایران آمدند و میانه راه، در شهر قم رحلت کردند. مجرد بودند و روایت است بهشت نصیب کسی است که ایشان را زیارت کند. این مطالب را درباره حضرت فاطمه معصومه (س) می دانیم اما اغلب برایمان محل سوال است که چرا ایشان مجرد بودند؛ آن هم با عرف و فرهنگ اعراب در آن روزگار و اینکه هیچ کس از اهل پیامبر (ص) به زندگی طبق سنت ایشان نزدیک تر نیست. مگر نه اینکه پیامبر (ص) فرمودند ازدواج سنت من است. خیلی ها از چرایی این قضیه بی اطلاع هستند یا در پاسخ تنها به این روایت بسنده می کنند که ایشان شخصیتی والا داشتند و کسی همسنگ ایشان برای ازدواج وجود نداشته است. برای بررسی این موضوع پای سخنان حجت الاسلام و المسلمین سید محمد حسن مخبر، محقق و پژوهشگر حوزه دین؛ فروغ نیلچی زاده، کارشناس ارشد فلسفه و حکمت از مدرسه عالی شهید مطهری و مریم معین الاسلام، استاد حوزه و دانشگاه و همچنین مولف و محقق در مسائل زنان و مسائل تربیتی و مهدویت نشستیم. همچنین به این مساله هم پرداخته شد که شهر قم به دلیل وجود بارگاه حضرت معصومه (س) دارای عظمت است، یا شرف این مکان باعث شد که تقدیر ایشان دفن شدن در این شهر باشد.
 
دخترانم بدون اذن رضا (ع) ازدواج نکنند
امام موسی کاظم (ع) در وصیت نامه خود پس از آنکه همه فرزندان خود را به تبعیت از رضا (ع) فرمان می دهند، می فرمایند: «هر کدام از آنها اگر بخواهند خواهرش را تزویج کند، بدون اجازه و فرمان رضا (ع) چنین اجازه ای ندارد... هیچ یک از دخترانم را نباید برادری مادری، سلاطین یا عموهایشان شوهر دهند، مگر با نظر و مشورت رضا (ع)، اگر بدون اجازه او به چنین کاری اقدام کنند، با خدا و رسول خدا (ص) مخالفت ورزیده اند و در سلطنت خدا منازعه نموده اند؛ زیرا او به مصالح قومش در امر ازدواج آگاه تر است. پس هر کسی را او بخواهد، تزویج می کند و هرکسی را او نخواهد تزویج نمی کند.»

فروغ نیلچی زاده، کارشناس ارشد فلسفه و حکمت از مدرسه عالی شهید مطهری پس از اشاره به این فراز وصیت نامه امام موسی کاظم (ع) می گوید: «برخی برای تبیین این موضوع عنوان می کنند که در دوران حکومت بنی امیه و بنی عباس فشارهای حکومت روی خانواده پیامبر به قدری زیاد است که گاه به ازدواج های نامتناسب، برای مصلحت های بزرگ تر تن داده می شود.ازدواج های اجباری یکی از اهرم های فشار حکومت ظلم است تا از اندرونی خانه اهل بیت و از اسرار و برنامه ها و نوع ساماندهی محبین آنان کاملاً مطلع شوند.این کارشناس مسائل خانواده با یادآوری ازدواج امام جواد (ع) با دختر مامون و در نهایت شهادت ایشان به دست او، اضافه می کند: «وقتی چنین فشاری بر امام جواد (ع) وجود دارد طبیعتاً برای دختران که ویژگی آنها باید تبعیت باشد، وضع بدتر است و با توجه به حادتر بودن شرایط در زمان امام موسی کاظم (ع)، ایشان چنین تاکیدی را در وصیت نامه خود دارند تا به نوعی جلوی این اهرام فشار اجتماعی را که خواص از آن آگاه هستند اما از نگاه عوام پنهان است، بگیرند.»

به ایران بیا و هرجا که مردمی دیدی از ولایت بگو
نامه از امام رضا (ع) به خواهر می رسد که فوراً با اهل بیت به سمت ایران حرکت کن! هر کجا هم مردم تجمع کردند برایشان سخنرانی کن و حدیث بخوان.حضرت معصومه (ع) با کاروانی از امامزاده ها؛ از نوادگان امام حسن (ع) تا فرزندان امام موسی کاظم (ع) به سمت ایران حرکت می کنند. مردان زیادی در کاروان هستند اما همه تحت امر بانو فاطمه معصومه (ع)؛ و ایشان کاروانسالار هستند. در تمام مسیر هرجا تجمعی بوده احادیثی عمدتاًً با مفهوم ولایتمداری می خواندند و مردم را با جایگاه امامت آشنا می کنند.
این سفر تاریخی و روشنگری ایشان برای مشخص شدن سیاست های منافقانه مامون و وضعیتی است که امام رضا (ع) در آن قرار دارد. چرا که عوام می دانند امام رضا (ع) به عنوان ولی عهدی از مدینه خارج می شوند اما خواص دریافتند که در حقیقت تبعید است. برای همین امام رضا (ع) می فرمایند «پشت سر من گریه کنید زیرا مسافری هستم که امید بازگشت ندارم.»

مریم معین الاسلام، استاد حوزه و دانشگاه و همچنین مولف و محقق در مسائل زنان و مسائل تربیتی و مهدویت هم با اشاره به روایت امام صادق (ع) که می فرمایند «به زودی دختری از نسل ما متولد و در قم دفن می شود»، به ما می گوید: «سفر و رحلت ایشان، از جریانات قطعی تاریخ و سفر و رخدادها از ماموریت های بزرگی بوده که حضرت فاطمه معصومه (س) آن را به عهده داشتند. ایشان دقیقاً فردی سیاسی و آگاه به مسائل روز زمان بودند و طبق نامه ای که امام رضا (ع) به ایشان نوشتند، این ماموریت را داشتند که از مدینه به سرعت به سمت ایران حرکت کنند. در نتیجه ایشان نمی توانستند زندگی معمولی داشته و ازدواج کنند و کاری به اوضاع و احوال مسائل روز نداشته باشند چرا که زندگی سیاسی و شرایط ایشان با توجه به ماموریت بزرگی که داشتند خیلی برای ازدواج فراهم نبوده است.»

ادامه مطلب...

نوع مطلب : حضرت معصومه (س) 

زینب امام رضا علیه السلام

نویسنده :مستور
تاریخ:سه شنبه 10 آذر 1394-01:06 ب.ظ

می گویند قریب یک سال پس از هجرت امام رضا (علیه السلام)، از مدینه به خراسان، به قصد دیدار برادر؛ بار سفر پیچید و به علت غلبه بیماری بر آن وجود شریف، به خصوص در این دیار رحل اقامت افکند و جان به جان آفرین تقدیم نمود و مرقد مطهر خود را زیارتگاه شیعیان و شیفتگان اهل بیت عصمت و طهارت(علیه السلام) قرار داد.دیدار برادر، آن هم برادری شفیق و یگانه، بسیار شوق انگیز است، ولی یقیناً هدف باید بسیار بالاتر از این بوده باشد که کسی چنان غریبانه، آثاری چنین عظیم در درازای زمان با خود همراه آورده است.

در این میان، تاریخ اگر چه همه واقعیتها و حکایتهای خود را برای آیندگان حفظ نکرده و جزییات سفر آن بزرگوار را بیان ننموده است، اما چه باک که با انتساب و اتصال این مقام عالی قدر به خاندان ولایت و امامت(علیه السلام)، طریق شناخت و معرفت آن وجود گرامی، چندان مشکل نخواهد بود.ضمن آنکه با مشاهده این خبر و اخبار دیگری در این ردیف که بیان می کند «هارون الرشید»، خلیفه منحوس عباسی، سالیان دراز امام موسی بن جعفر(علیه السلام) را به زندان افکند و یا دیگر ملعون پس از وی، ولایت عهدی را بر امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام) تحمیل نمود و یا... گهگاه گمان می رود که موضع معصومین بزرگوار در برابر خلفای جور زمان خود غیرفعال بوده است، اما با نگرشی عمیق تر، در صبر طولانی آنان، چیزی جز کثرت اشتیاق تاریخی اقامه کلمه حق و کثرت محبت بر هدایت تاریخی نسل بشر نمی بینیم.

معصوم(علیه السلام) در رسالت تکوینی و تاریخی خود، جریان بغض و عداوت را به خوبی می شناسد، لذا هر زمان در برابر دشمنی قرار دارد که هم با گذشته اش آشناست، که ریشه در تاریخ دارد! و هم بر آینده اش آگاه است، که امتداد عداوت او را می بیند! بر این اساس دشمن امام موسی کاظم و امام رضا(علیه السلام)، محدود به هارون و مأمون و یا هرگونه دشمن مقطعی دیگر نیست، بلکه موضوع فعل معصوم در گام اول، رویارویی با ابلیس تاریخ در هر لباس و حجابی است و حال آنکه این دو فقط جزیی از تجسد عینی ابلیس تاریخند که با خاصه کظم غیض رضوی و رضای رضوی و... تا آخر تاریخ، منکوب و در لهیب فرعونیت خویش مقهور ماندند.معصوم از آن جهت که ولی رشد و هدایت تاریخ است؛ به حقیقت می داند که چه تصمیمی بگیرد و چگونه ضربه ای بر دشمن وارد آورد که به خشکاندن ریشه کفر و نفاق در تاریخ و گشودن باب هدایت بر خلق بشر منجر گردد. زیرا ظرفیت معصوم، ظرفیت مشرف و ناظر بر همه ابعاد تاریخ و هرگونه فعل معصوم، فعل تاریخی و حیات ساز است.

ادامه مطلب...

نوع مطلب : مقالات 

خواهر خورشید

نویسنده :مستور
تاریخ:شنبه 30 آبان 1394-06:08 ب.ظ

نزدیک دو ماه است که در راهیم(1). خیلی خسته شده ایم، ولی هرچه باشد، بهتر از مدینه است. آنجا شب و روز می ترسیدیم. وقتی بابا از خانه بیرون می رفت، امید نداشتیم برگردد. چند نفر از دوستانم هنوز هم فکر می کنند روزی پدرشان را خواهند دید، ولی بابا می گوید:«هر شیعه ای که دست دشمنان بیفتد، زنده نمی ماند.»

تا زمانی که امام رضا (ع) در مدینه بود، اینقدر شیعیان را اذیت نمی کردند، ولی از زمانی که با زور، امام را به خراسان بردند، روزگار ما سیاه شده. اگر مأموران جلو شیعیان را نمی گرفتند، همه با امام می رفتیم.از بس روی شتر نشسته ام، کمرم خشک شده. احساس می کنم سرم اندازه همه سنگ های این بیابان سنگین شده. کاش به کاروان استراحت بدهند!

یادم رفت بگویم، امام رضا (ع) یک سال بعد از سفر به خراسان، به خواهرش نامه نوشت و او را به خراسان دعوت کرد. ما هم به همراه عده ای از خواهران، برادرها و دوستان امام به طرف خراسان حرکت کردیم.رئیس کاروان ما حضرت فاطمه، خواهر امام رضا (ع) است. او دختر امام موسی بن جعفر و عمه امام جواد است. آره، با کاروان مهمی هم سفر هستم و برای همین هم نگران نیستم.سواری به قافله نزدیک می شود. چه گرد و خاکی بلند کرده! اسب، عجب نفس نفسی می زند! حتماً کلی غبار توی گلویش رفته.

بزرگ ترها دورش جمع می شوند. حتماً خبری آورده.
برادرهای خانم، هارون، جعفر، قاسم، فضل(2) خیلی نگران شدند، ولی در این بیابان دورافتاده
کسی ما را نمی شناسد، چه خطری می تواند ما را تهدید کند؟
می گویند:« به چند کاروان حمله کرده اند.»
می پرسم : کی حمله کرده؟ برای چی؟
مادرم می گوید: به دستور مأمون به چند کاروان که به خراسان می رفتند، حمله کرده اند.
پرسیدم: آخه برای چی؟!
مادر: دشمنان همیشه می خواهند ما را از امامانمان دور کنند.
می پرسم: برای چی؟!

مادر: همیشه آدم های ستمگر، دشمن امامان بودند. آنها به مردم ظلم می کردند و امامان ما هم به مبارزه با آنها برمی خاستند. حالا هم سعی می کنند که نگذارند یاران امام رضا (ع) به خراسان برسند. می ترسند که به کمک هم، دشمنان خدا را نابود کنند.به یاد صحبت های مادربزرگ افتادم که می گفت:« بعد از شهادت امام حسین(ع)، حضرت زینب به کمک امام زین العابدین، مردم را از ظلم و ستم دشمنان خدا باخبر کرد.» حالا هم مأمون برای جلوگیری از آگاهی مردم از بی عدالتی هایش، نمی گذارد این خواهر و برادر به هم برسند. از این فکر، تنم می لرزد. مثل اینکه مادر هم مثل من فکر کرده است. حضرت معصومه مشغول ذکر گفتن است. مادر آهسته می گوید:« مگر از روی جنازه ما بگذرند تا بتوانند صدمه ای به خانم بزنند. عشق و معرفت و محبت ما به امامان، همه از درس های اوست. این خانم به گردن همه ما حق دارد». آهسته می پرسم: خانم که از شما کوچک ترند، چه طور به شما درس می دادند؟

ادامه مطلب...

نوع مطلب : مقالات 

داغ کن - کلوب دات کام
خواهر خورشید()