تبلیغات
رایحه قم - مطالب ابر فاطمه معصومه(س)

علت عزیمت حضرت معصومه(س) به سوی ایران

نویسنده :مستور
تاریخ:پنجشنبه 17 فروردین 1396-06:51 ب.ظ

در سال 200 هجری حضرت رضا (ع) از طرف مامون به مرو دعوت! بلکه فراخوانده شد و به اقامت اجباری در آنجا ناگزیر گردید. حضرت معصومه (س) امام هشتم (ع) را بسیار دوست می داشت. یکسال فراق برادر را تحمل کرد، دیگر قدرت شکیبایی نداشت! امام رضا (ع) نیز بیشتر از آن نمی توانست دوری خواهر را تحمل کند، از این روی به حضرت معصومه (س) نامه ای نوشت و خواهرش را به خراسان دعوت نمود و آن نامه را توسط پیک مخصوصی به مدینه منوره ارسال کرد.



با دعوتنامه امام هشتم (ع)، حضرت معصومه (س) به شوق دیدار برادر، مدینه را به قصد مرو ترک نمود. در این سفر پنج تن از برادران حضرت معصومه (س) به نامهای: فضل، جعفر، هادی، قاسم و زید، و تعدادی از برادرزادگان، و تنی چند از غلامان و کنیزان، آن حضرت را همراهی می کردند. هنگامی که موکب حضرت معصومه (س) و همراهانش به ساوه رسید، اهالی ساوه که در آن زمان از دشمنان سرسخت اهل بیت (ع) بودند، به آنها حمله ور شدند و جنگ سختی درگرفت، و همه برادران و برادرزادگان حضرت معصومه به شهادت رسیدند. به عقیده برخی از مورخان امامزادگانی چون سیداسحاق، سید ابوالرضا و سیدعلی اصغر در ساوه و هارون بن امام کاظم (ع) در اطراف ساوه، جزو همراهان حضرت معصومه (س) بودند که به دستور مامون به شهادت رسیدند.

ادامه مطلب...

نوع مطلب : حضرت معصومه (س) 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

داستان روز وداع

نویسنده :مستور
تاریخ:سه شنبه 10 اسفند 1395-09:04 ق.ظ

طلبه هاى جوان نخجوانى در سالن مدرسه علمیه جمع شده بودند.قرار بود فیلم مراسم ورود آنها به ایران نمایش داده شود. این فیلم چند ماه قبل در فرودگاه مهرآباد گرفته شده بود. طلبه هاحدود 100 نفر بودند. با شروع فیلم زمزمه ها قطع شد. همه بادقت به صفحه تلویزیون چشم دوختند. فرودگاه پذیراى طلاب جوان جمهورى آذربایجان بود. گزارشگران و خبرنگاران زیادى از صدا و سیما ومطبوعات آمده بودند. در قسمتى از فیلم نماى نزدیكى از صورت وچشمان یكى از طلاب نشان داده شد. افراد حاضر در سالن با مشاهده چشمان معیوب آن طلبه با صداى بلند خندیدند. حمزه سرش را زیرانداخت و صورتش سرخ شد. صداى دوستانش را از گوشه و كنارمى شنید. بچه ها دیدین چه جورى از صورت حمزه فیلم برادرى كردن! چشماش قشنگ معلوم بود! انگار فیلم برداره باهاش لج بوده.مى خواسته او نو مسخره كنه. بچه ها نگاه كنید. دوباره داره حمزه رو نشون مى ده!

حمزه دیگر طاقت نیاورد. با عصبانیت ازجا بلند شد. از سالن بیرون آمد. احساس حقارت مى كرد. به حجره اش پناه برد و در اتاق را روى خودش بست. در آن لحظات باخود اندیشید كاش هرگز به ایران نیامده بود. سرانجام تصمیمش راگرفت. باید به نخجوان بر مى گشت. لباسهایش را پوشید. نمى توانست اینجا بماند و در زیرنگاههاى تحقیرآمیز و خنده هاى تلخ دوستانش خرد شود. در اتاق را باز كرد. از مدرسه خارج شد. هنوز صداى تلویزیون از سالن مدرسه به گوش مى رسید. حمزه به حرم حضرت معصومه (س) رفت تابراى آخرین بار بى بى را زیارت كند. حرم خلوت بود. كنار ضریح نشست. صورتش را به شبكه هاى نقره اى آن چسباند و آرام آرام مثل بچه كوچكى شروع به گریه كرد. اى دختر باب الحوائج من این همه راه اومدم تو این شهر غریب زیرسایه شما درس بخوابم. مبلغ مذهبى بشم. اما نمى تونم این همه تحقیرو تحمل كنم. من بر مى گردم نخجوان. اومدنم از اول اشتباه بود! حمزه به یاد چند ماه قبل افتاد. روزى را به خاطر آورد كه خبردار شد گروهى از ایران به نخجوان آمده اند تا از جوانان علاقه مند به تحصیل علوم دینى در حوزه علمیه قم ثبت نام كنند. حمزه با پدرش به محل ثبت نام رفت. مسولان وقتى متوجه چشم معیوب او شدند از گزینش او خود دارى كردند. حمزه با ناراحتى گفت:

ادامه مطلب...

نوع مطلب : دلگویه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روشن تر از ستاره

نویسنده :مستور
تاریخ:شنبه 16 بهمن 1395-12:09 ق.ظ

صدای مادربزرگ از زیر زمین بلند بود. سمیرا بدون توجه به حرف های مادر بزرگ جلوی آینه ایستاده بود و خودش را وراندازمی کرد. مادربزرگ از پله های زیر زمین بالا آمد: خوش به حالت ننه پس تو هم رفتنی شدی، قربون قد و بالات برم دخترم. الهی خیر ببینی رفتی یه دعایی هم به من پیر زن کن.

سمیرا روسری اش را کمی بالاتر کشید، چادر سفید و گلدار را از دست مادر بزرگ گرفت، تا کرد و در کیف گذاشت: ننه جون هنوز معلوم نیست که حتما تو قم توقف کنیم. اگه طبق برنامه پیش بریم و تو راه معطل نشیم، امکان دارد آنجا هم یه نصفه روز بمونیم.

اونم شاید. خانممون این طور که می گفت وقت نمی شه ولی از شهرش حتما رد می شویم.

مادر بزرگ سکوت کرد سرش را پایین انداخت، لب هایش را حرکت داد، چروک های صورتش بیشتر مشخص شد: ولی من همیشه آرزوم بوده که حتما یه بار که شده اون خانومو زیارت کنم. یادمه بچه که بودم همیشه مادرم می گفت: قم زمینش مقدسه. اون بیچاره هم همیشه آرزو می کرد این سفرو بره ولی حسرت تو دلش موند و مرگش رسید. می ترسم من آرزو به دل بمیرم. یادمه می گفت: هر کسی دل شکسته به زیارتش بره خانوم جون نا امید برش نمی گردونه. اون خانوم مهمان نوازه،خوش به حال اونهایی که همیشه مهمونش هستند.

قطره اشکی که در کاسه چشمش حلقه زده بود آرام از گونه اش برروی دامنش چکید. آرام زمزمه کرد: اون خانوم اونقدر بزرگواره که هیچ کدوم از زوارا شو تنها نمی زاره.

مادر بزرگ سرش را با تاسف پایین انداخت: یه عمره حسرت رفتن و زیارت اون خانوم تو دلم بوده ولی قسمت نشده. چی بگم ننه، دلم خونه از وقتی که به دنیا اومدم تا حالا بچه بزرگ کردن و ترو خشک کردن و....

مادر بزرگ تکانی به خودش داد، نفس عمیقی کشید و گفت: ای دنیا!

ادامه مطلب...

نوع مطلب : دلگویه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بانوی حرم کبریا

نویسنده :مستور
تاریخ:شنبه 20 آذر 1395-12:02 ب.ظ

منت ز بخت دارم و نصرت ز كردگار

كافكند در دیار قمم روزگار، بار

خوش بار یافتم به حریمى كه جبرئیل

بى ‏اذن خادمان به حریمش نجسته بار

این بارگاه بضعه باب الحوائج است

كز وى رواست، حاجت مخلوق روزگار

این پیشگاه فاطمه بنت موسى است

كز بعد فاطمه به زنان دارد افتخار

خارى اگر خلد به كف پاى زائرش گیرد

ملك، به سوزن مژگان، ز پاش خار

دختر بدین جلال، نپرورده مام دهر

دختر بدین مقام، نیاورده روزگار

چشم فلك ندیده و نشنیده گوش دهر

دختر بدین جلالت و بانو بدین وقار

اى بانوى بلند مقام فلك جناب

اى خانم رفیع مكان بزرگوار

هم دختر امامى و هم خواهر امام

هم عمه امامى و هم نور هشت و چار

تنها نه چشم من به در توست منتظر

چشم دو عالم است ‏بر این در، به انتظار

اى والى ولایت عصمت! به عصمتت

چشم كرم ز بنده این آستان، مدار

مسكین «طرب‏» ز درگه لطفت كجا رود؟

امیدوار بر توام، امید من بر آر


طرب اصطهباناتى


نوع مطلب : مقالات 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

از فاطمه ای که معصومه بود

نویسنده :مستور
تاریخ:پنجشنبه 20 آبان 1395-10:30 ق.ظ

تاریخ، چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می آید و شمیم دل نوازی، خانه خورشید را فرامی گیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه (س) در فضای مدینه جاری می شود و کوثر فاطمی، جوشیدن می گیرد. به کوچه باغ های حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می کنم. کنار نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زایران ات. ضریح نورانی ات را در آغوش می گیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی، به زیارت تو آمده ام! تو که زیارت ات، هم سان زیارت یاس گم شده مدینه است!

حضرت فاطمه معصومه (س)، روز اول ذیقعده سال 173 سال هجری، در شهر مدینه، چشم به جهان گشود. این بانوی بزرگ وار، از همان آغاز، در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر و فرزندان، همه، به فضایل اخلاقی آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسایی و تقوا، راست گویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی، پاک دامنی و نیز یاد خدا، از صفات برجسته این خاندان پاک سیرت و نیکو سرشت بود. پدران این خاندان، برگزیدگان و پیشوایان هدایت، گوهرهای تاب ناک امامت و سکان دارای کشتی انسانیت بودند.

سرچشمه دانش
حضرت معصومه (س)، در خاندانی که سرچشمه علم و تقوا و فضایل اخلاقی بود، پرورش یافت. پس از آن که پدربزرگ وارش، شهید شد، فرزند آن امام، حضرت رضا (ع)، عهده دار تعلیم و تربیت خواهران و برادران خود شد و تأمین مخارج آنان را نیز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زیاد آن حضرت، هر یک از فرزندان امام کاظم (ع)، به مقامی والا دست یافتند و زبان زد همگان شدند.

«ابن صباغ ملکی» در ابن باره می گوید:«هر یک از فرزندان ابن الحسن موسی، معروف به کاظم، فضیلتی مشهور دارد. » بدون تردید، در میان فرزندان امام کاظم (ع)، بعد از حضرت رضا (ع)، حضرت معصومه (س)، از نظر علمی و اخلاقی، والا مقام ترین آنان است. از اسامی، لقب ها، تعریف ها و توصیفاتی که ائمه اطهار(ع) از ایشان گفته اند، این حقیقت، آشکار و روشن می شود که ایشان نیز چون حضرت زینب (س)، «عالمه غیر معلمه» بوده است.

مظهر فضایل
حضرت فاطمه معصومه (س)، مظهر فضایل و مقامات است. روایات معصومان (ع)، فضیلت ها و مقامات بلندی را به آن حضرت، نسبت می دهد. امام صادق (ع) در این باره می فرمایند: «آگاه باشید که برای خدا، حرمی است و آن مکه است و برای پیامبر خدا، حرمی است و آن مدینه است و برای امیرمؤمنان، حرمی است و آن کوفه است. بدانید که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشید که قم، کوفه کوچه ماست.بدانید بهشت، هشت دروازه دارد که سه تای آن ها به سوی قم است. بانویی از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسی، در آن جا رحلت می کند که با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند. »

مقام علمی حضرت معصومه (س)
حضرت معصومه (س)، از جمله بانوان گران قدر و والا مقام جهان تشیع است و مقام علمی بالایی دارد. نقل شده که روزی، جمعی از شیعیان، به قصد دیدار حضرت موسی بن جعفر (ع) و پرسیدن پرسش هایی از ایشان، به مدینه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش های خود را به حضرت معصومه (س) که در آن هنگام، کودکی خردسال بود، دادند. فردای آن روز، برای بار دیگر، به منزل امام رفتند. ولی هنوز ایشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش های خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدی به خدمت امام برسند، غافل از این که حضرت معصومه (س)، جواب پرسش ها را نوشته بود. وقتی پاسخ ها را دیدند، بسیار خوشحال شدند و پس از سپاس گزاری فراوان، شهر مدینه را ترک کردند. از قضای روزگار، در بین راه، با امام موسی بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجرای خویش را باز گفتند. وقتی امام، پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند. سه بار فرمودند: «پدرش به فدایش. »

ادامه مطلب...

نوع مطلب : حضرت معصومه (س) 



  •